تبليغاتX
واحدفرهنگی مسجدجامع رامشیر
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | پروفایل مدیر | ارتباط با ما
 آزادسازي خرمشهر در سوم خرداد 61، يكي از مهم‌ترين وقايع در تاريخ انقلاب و جنگ تحميلي است. عمليات فتح خرمشهر، به دليل اهميت آن از نظر نظامي و سياسي به مطالعۀ فراوان نياز دارد كه در اين مقاله، به اختصار بدان مي‌پردازيم.
  اين عمليات با نام «بيت المقدس» طي 3 مرحله انجام شد و 25 روز به طول انجاميد. رمز عمليات، ذكر مقدس «يا علي بن ابيطالب )ع(» بود و در ساعت 30 دقيقۀ بامداد 10/2/61 آغاز شد. غرب كارون، جنوب غربي اهواز و شمال خرمشهر، مناطقي بودند كه اين نبرد در آن مناطق شكل گرفت. وسعت منطقۀ عمليات، حدود 6000 كيلومتر مربع بود.[1]
  اين عمليات پس از برنامه ريزي دقيق و ساعت‌ها طرح و برنامه آغاز شد و اين در حالي بود كه هدف اصلي آن، يعني آزادسازي خرمشهر، اهميت فوق العاده‌اي داشت. اين شهر براي ايران و عراق بسيار مهم بود؛ به عبارت ديگر، خرمشهر، برگ برندۀ جنگ بود و هر كس بر آن تسلط مي‌يافت، برتري خود را اثبات مي‌كرد؛ از اين رو  عراق ، به طور ويژه‌اي در پي حفظ آن بود و نيروهاي بسياري در آن منطقه، متمركز كرده بود. ايران نيز كه از اهميت استراتژيك خرمشهر، آگاه بود، برنامه‌اي وسيع و سنگين براي آزدسازي آن منطقه تدارك ديده بود. مرحلۀ اول عمليات در غرب كارون و در 10/2/61 آغاز شد و سرعت عمليات دشمن را غافلگير كرد. در حقيقت، دشمن هرگز گمان نمي‌كرد كه ايران بتواند با عبور از رودخانه، خود را به جادۀ اهواز – خرمشهر برساند، ولي اين امر تحقق يافت.
  مرحلۀ دوم در 16/2/61 روي داد. ايران در اين مرحله، تهاجم خود را به سوي نوار مرزي آغاز كرد. اين قسمت، از جادۀ اهواز- خرمشهر در غرب كارون آغاز شد. لشكر عراق در اين ماجرا محاصره و منهدم شد و افراد بسياري به اسارت درآمدند. نتايج مهمي از اين نبرد، نصيب ايرانيان شد.   در اين نبرد، نيروهاي ايراني توانستند در 17 كيلومتر از نوار مرزي استقرار يابند. در مقابل، نيروهاي عراقي از جفير، كرخه نور، هويزه و پادگان حميد عقب نشيني كردند و در محور شلمچه – خرمشهر متمركز شدند.
  اكنون زمان حملۀ‌ نهايي فرا رسيده بود. مرحلۀ سوم عمليات در 24/2/61 آغاز شد. اين عمليات، 10 روز مداوم به طول انجاميد و هدف نهايي آن، آزادسازي خرمشهر بود. حملۀ‌ سنگين نيروهاي اسلام، سبب عقب‌نشيني متجاوزان شد. مرگ فرمانده نيروهاي عراقي، روحيۀ آنها را ضعيف‌تر كرد و سرانجام در 11 بامداد سوم خرداد 61، خرمشهر آزاد شد.[2]   دشمن مزدور با تمام امكانات و تجهيزات و با وجود ياوران بسيار، در برابر قدرت ايمان و وحدت ملت ايران شكست خورد و با دادن تلفات و ضايعات فراوان، خرمشهر را به صاحبان اصلي آن،واگذار كرد و گريخت.
  از جمله نتايج اين عمليات، انهدام كامل 2 لشكر عراق، آسيب ديدن 6 لشكر به ميزان 20-60 درصد، كشته و زخمي شدن بيش از 6 هزار نفر، اسارت 17499 نفر و انهدام 550 تانك و نفربر، 50 خودرو، ده‌ها عراده توپ، 53 هواپيما، 3 هلي كوپتر ومقادير زيادي جنگ افزار و مهمات است.[3]
  يكي از دلايل شكست عراق، پيشينۀ ايران بود. عراق، پيش از اين به دليل وضعيت سياسي داخلي ايران و نتايج سلسله عمليات‌هاي ناموفق در پاييز و زمستان 1359 ش به فرماندهي بني صدر، از نظر استراتژيكي در غفلت كامل به سر مي‌برد؛ تا آنجا كه بسياري از مقام‌هاي عالي رتبۀ‌ عراق در طول تابستان 1360 ش كاملاٌ به اين باور رسيده بود كه دولت ايران تا پاييز همان سال سقوط خواهد كرد.
  واكنش عراق در اين باره بسيار جالب است. عراقي‌ها، در 4 خرداد از طريق رسانه‌ها اعلام كردند كه نيروهاي ما، ايرانيان را گوشمالي دادند و در 3 خرداد تا مرزهاي بين المللي عقب نشيني كردند. آنهابه جاي خرمشهر از عنوان «بندر خرمشهر» استفاده كردند و دربارۀ‌ شكست خود، چيزي نگفتند.[4] پس از آن تلويزيون ايران، صحنه‌هايي از جبهه‌هاي جنگ، اسارت نيروهاي عراقي و...نشان داد تا همگان از ماجرا باخبر شوند. صدام پس از شكست از مصر درخواست كمك كرد و گفت كه اگر ارتش مصر به بغداد بيايد، وي به استقبال آنها خواهد شتافت.
  كشورهاي عربي براي اعلام حمايت از عراق و روحيه دادن به صدام حسين، به تبليغات به نفع وي ادامه دادند. كشورهاي مغرب زمين نيز كه تا آن زمان، چشم و گوش خويش را بر فجايع جنگ تحميلي بسته بودند، براي آتش بس و ايجاد صلح در منطقه به تكاپو افتادند. آنها پيروزي ايران را خطري براي منطقه وانمود مي‌كردند. جامعۀ اروپا، در همان سوم خرداد، نگراني خود را از ادامۀ جنگ، ابراز داشتند.[5] در واقع، پيروزي اعجاب برانگيز قواي اسلام، سبب شده بود تا آنها بيمناك شوند.
 
اهم نتايج فتح خرمشهر را مي‌توان چنين برشمرد:
الف: تغيير توازن سياسي- نظامي به سود ايران
  آثار اين امر در اظهار نظر كشورهاي منطقه و دولت‌هاي غربي و آمريكايي و رسانه‌هاي آنها به خوبي مشهود بود و نگراني آنان را برانگيخت؛ زيرا آنها كه به نابودي انقلاب، دل بسته بودند، اكنون مي‌ديدند كه انقلاب، توانسته خود را محكم و استوار نگه دارد. اكنون نگراني آنها از فروپاشي رژيم عراق بود.[6]
 
ب: به دست گرفتن ابتكار عمل توسط نيروهاي ايران
‌ عمليات آزادي بستان و...اكنون عمليات فتح خرمشهر، سبب شد كه نيروهاي عراقي، به دفاع روي بياورند و در انتظار حملات رزمندگان اسلام باشند.
ج: تقويت روحيۀ مردم ايران
 
د: تقويت روحيۀ شهادت طلبي
 
ه: بازگشت امنيت براي مناطق جنوب
   پس از فتح خونين شهر، مناطق مسكوني جنوب كه در برد آتش توپخانه دشمن قرار داشتند از اين خطر نجات يافتند.
 
و: افزايش هماهنگي بين نيروهاي ايراني
   در اثر اين عمليات، بين نيروهاي سپاه، ارتش و بسيج، هماهنگي افزايش يافت و تجارب بسيار مفيدي به دست آمد.
 
ز: تقويت توان نظامي ايران
  ايران بر اثر اين پيروزي، توان نيروي نظامي خود را تجديد كرد؛ زيرا پيشتر، اين توان رو به ضعف نهاده بود.[7]
 
ح: شكست سياسي و نظامي عراق
   صدام كه از حمايت همه جانبۀ غرب و برخي دولت‌هاي شرقي بهره مي‌برد، بر اثر اين رخداد، وجاهت خود را از دست داد. سرعت عمل نيروهاي ايراني، متجاوزان را غافلگير كرد. همچنين عبور از كارون، نيروهاي عراقي را متحير ساخته بود؛ زيرا آنها باور نمي‌كردند كه ايران از اين مسير، استفاده كند.
 
ط: از دست رفتن برگ برندۀ عراق در مذاكرات صلح
   عراق، خرمشهر را تصرف كرده بود و قصد خروج نداشت. قصد رژيم اشغالگر، اين بود كه با اين برگ برنده، ايران به پاي ميز مذاكره بنشاند و از آن امتياز بگيرد؛ اما با آزادسازي خونين شهر، عزت ايران، بازگشت و عراق، ناكام ماند.
 
ي: ايجاد تهديد براي عراق
‌  عقب نشيني نيروهاي متجاوز، سبب شد كه مناطق نفت خيز دشمن، در تيررس رزمندگان اسلام قرار بگيرد. بصره از سوي ايران تهديد مي‌شد و اين امر، دولت متجاوز را بيش از پيش مضطرب كرده بود.
 
ك: برداشتن مهر سكوت
  در تمام مدتي كه نيروهاي اشغالگر، در قسمت ‌هايي از خاك ايران، حضور داشتند، مجامع بين المللي سكوت اختيار كرده بودند؛ ولي پس از آزادسازي خونين شهر، آنها به تكاپو افتادند تا از پيشرفت‌هاي بعدي ايران و نابودي رژيم عراق، جلوگيري كنند.[8]
 
ن: افزايش حمايت‌ها از عراق:
  كمك‌هاي فراواني به عراق، سرازير شد تا صدام، روحيۀ خود را از دست ندهد. همچنين ممكن بود كه بر اثر تضعيف روحيۀ عراق و شكست آن، كشورهاي منطقه هم از غرب و آمريكا دلسرد شوند؛ از اين رو حمايت‌هاي حاميان صدام، به رغم اين شكست سنگين، افزايش يافت.


[1] . سازمان تبليغات اسلامي، بر شطي از حماسه و حضور، ص 384-386، سازمان تبليغات اسلامي، 1375ش.
[2] . گذري بر دو سال جنگ، دفتر سياسي سپاه پاسداران، ص 58، بي تا.
[3] . ر.ك: علي اكبر ولايتي، تاريخ سياسي جنگ تحميلي، ص 101و 102 ،‌اول، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1376ش.
[4] . ر.ك: علي اكبر ولايتي، تاريخ سياسي جنگ تحميلي، ص 103-104.
[5] . ر.ك: همان، ص 146-163.
[6] . ناصر ايراني، برگزيده مقاله‌هاي نشر دانش‌ها بحران دموكراسي در ايران، ص 275-277، تهران، نشر دانشگاهي، 1371ش.
[7] . علي اكبر ولايتي، تاريخ سياسي جنگ تحميلي، ص 119.
[8] . علي اكبر ولايتي، تاريخ سياسي جنگ تحميلي، ص115و116.
نوشته : محمدامین قنواتی    نظرات :

فدك یكی از دهكده‏ های آباد و حاصل‏خیزی است كه نزدیك خیبر است و تا مدینه 140 كیلومتر فاصله دارد. در سال هفتم هجرت قلعه‏ های خیبر یكی پس از دیگری فتح شد و قدرت مركزی یهود در هم شكست. ساكنان فدك با پیامبر اسلام(ص)، نجنگیدند و تسلیم شدند و در برابر پیامبر(ص) متعهد شدند كه نیمی از زمینها و باغهای خود را به آن حضرت واگذار كنند و نیمی دیگر را برای خود نگهدارند و در عین حال كشاورزی سهم پیامبر(ص) را هم به عهده گرفتند و در برابر آن حقی دریافت می‏كردند.

طبق صریح قرآن کریم، سرزمینهایی كه بدون هجوم نظامی به دست مسلمانان می ‏افتاد متعلّق به شخص رسول خدا (ص) می‏باشد و هر گونه بخواهد می‏تواند عمل كند.
« وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَیهِ مِنْ خَیلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ یسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ [حشر/6] و آنچه را خدا از آنان [= یهود] به رسولش بازگردانده (و بخشیده) چیزی است که شما برای به دست آوردن آن (زحمتی نکشیدید،) نه اسبی تاختید و نه شتری؛ ولی خداوند رسولان خود را بر هر کس بخواهد مسلط می‌سازد؛ و خدا بر هر چیز توانا است!».

تکلیف فدک نیز با آیه دیگری روشن شد:
«و آتِ ذَالقربی حقّه[اسراء/26] و حقّ نزدیكان را بپرداز»
با نزول این آیه، پیامبر اسلام دخترش فاطمه را خواست و فدك را به او داد.[1]

پس از پیامبر اسلام (ص)، فدک از حضرت فاطمه (س) غصب گردید و كارگران او را از فدك بیرون كردند و آن حضرت برای پس گرفتن فدك بسیار تلاش كرد ولی دستگاه خلافت راضی به پس دادن فدك نشد.

مسلم بن حجّاج نیشابوری در كتاب معروفش «صحیح مسلم» داستان مطالبه فدك را از سوی حضرت فاطمه سلام‏الله علیها به طور مشروح آورده و از عائشه نقل می‏كند كه حضرت فاطمه پس از امتناع خلیفه از پس دادن فدك، از او قهر كرد و تا وفات حتی یك كلمه هم باابوبكر سخن نگفت،[2]

در نهج‏البلاغة درباره فدك چنین آمده است: «از میان آنچه آسمان بر آن سایه افكنده، تنها فدك در دست ما بود كه گروهی بر آن بخل ورزیدند و گروهی هم از آن چشم پوشیدند و خداوند بهترین داور است»[3]

ممنوعیت حضرت فاطمه از فدك در زمان خلافت ابوبكر بن ابی قحافه پی‏ریزی شد و پس از آن كه معاویه بر سر كار آمد، فدك را میان مروان، عمرو بن عثمان و پسرش یزید تقسیم كرد. در دوران خلافت مروان، همه فدك در اختیار او قرار گرفت و او فدك را به پسرش عبدالعزیز داد. عبدالعزیز نیز فدك را به پسرش عمر داد. عمر بن عبدالعزیز فدك را به فرزندان حضرت فاطمه(س) برگردانید. پس از درگذشت عمر بن عبدالعزیز، فدك در اختیار خلفای بعدی قرار گرفت. و تا روزی كه حكومت امویان ادامه داشت، فدك در اختیار آنان ماند.

وقتی كه حكومت به بنی عباس رسید، سفّاح آن را به عبدالله بن الحسن برگرداند. پس از سفاح، منصور دوانقی فدك را از دست فرزندان حضرت زهرا(س) گرفت. فرزند منصور، مهدی،  فدك را به فرزندان حضرت زهرا(س) باز گردانید. پس از مهدی، موسی و هارون دوباره فدك را از فرزندان حضرت زهرا(س) پس گرفتند.

وقتی كه خلافت به مأمون عباسی رسید، به طور رسمی فدك را به اولاد حضرت زهرا(س) باز گردانید. پس از مأمون نیز وضعیت فدك چنین بود، گاهی بر می‏گرداندند و گاهی پس می‏گرفتند. در دوره آنها، فدك یك مسأله سیاسی به حساب می‏آمد نه مسأله انتفاعی واقتصادی.

خلفای عباسی و اموی نیاز به درآمد فدك نداشتند و برای همین وقتی كه عمر بن عبدالعزیز فدك را به اولاد فاطمه(س) برگردانید، بنی امیه او را توبیخ كردند و گفتند: تو با این كارت ابوبكر و عمر بن خطاب را تخطئه كردی[4]

سرانجام در دوران متوكل عباسی فدك از فاطمیان پس گرفته شد و درختان فدك به دستور شخصی به نام «عبدالله بن عمر بازیار» قطع گردید و تنها رو سیاهی آن برای بدخواهان در تاریخ باقی ماند. ناگفته نماند كه قطع درختان در حالی انجام گرفت كه یازده درخت خرمایی كه به دست مبارك پیامبر(ص) در آن كاشته شده بود، هنوز باقی مانده بود. و شخصی كه آن درختان را قطع كرد شخصی به نام «بشران بن ابی امیة ثقفی» بود. و هنگامی كه از مدینه به بصره بازگشت، آن گونه كه در تاریخ آمده است، فلج شد.[5]

[1]. مجمع البیان، ج 3، ص 411، شرح ابن ابی الحدید، ج 16، ص 248.
[2]. صحیح مسلم، ج 3، ص 1380، حدیث 52، كتاب الجهاد.
[3]. نهج ‏البلاغه، نامه 45، فیض الاسلام.
[4]. فدك در تاریخ، شهید آیة‏الله سید محمدباقر صدر، ترجمه عابدی، فروغ ابدیت، ج 2، ص 669، نهج‏البلاغه فیض الاسلام، ج 5، ص 968 به بعد.
[5]. شرح نهج ‏البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 16، ص 217.

نوشته : محمدامین قنواتی    نظرات :

داستان تعلیم تسبیحات حضرت زهرا (س) چیست؟

  شیخ صدوق می‏گوید: از حضرت امیر مؤمنان روایت شده که آن حضرت به مردی از «بنی سعد» فرمود: آیا می‏خواهی از خودم و فاطمه برایت سخن بگویم؟!
حضرت فاطمه در خانه‏ ی من بود. او با مشک آب، آنقدر آب آورد که بند مشک در بدن او اثر کرد، آن قدر با آسیاب دستی کار کرد که دست‏هایش تاول زدند، آنقدر خانه را جارو زدند که لباسهایش تیره رنگ گردید و آنقدر زیر دیگ ،آتش روشن کرد که لباسهایش سیاه رنگ شد.
من به او گفتم: کاش نزد پدرت رسول خدا(ص) می‏رفتی و از او خادمی درخواست می‏کردی؟تا آن خادم عهده ‏دار اینکارها می‏شد. فاطمه(س) نزد پیامبر رفت. وقتی بر پیامبر(ص) وارد شد دید عده ‏ای با پیامبر گفتگو می‏کنند. از شرم و حیا چیزی به پدرش نگفت و برگشت.
پیامبر(ص) از آمدن فاطمه فهمید که با ایشان کاری دارد. فردا صبح زود پیامبر(ص) به خانه ما آمد .آن حضرت سلام کرد. جواب دادیم و گفتیم: علیکم‏ السلام یا رسول الله! بفرمائید.
آن حضرت آمد نشست و فرمود: دخترم فاطمه! دیروز چه کار داشتی که نزد من آمدی؟
فاطمه شرم کرد که جواب بگوید. من جواب دادم و گفتم: آنقدر آب آورده که بند مشک در بدن او اثر کرده، آن قدر آسیاب‏ دستی چرخانده که دستهایش تاول زده، آنقدر خانه را جارو زده که لباسهایش تیره گردیده و آنقدر آتش زیر دیگ روشن کرده که لباس‏هایش سیاه گردیده است، من به او گفتم که کاش نزد پدرت می‏رفتی و خادمی درخواست می‏کردی.

پیامبر اسلام(ص) فرمود: آیا نمی‏خواهید چیزی به شما یاد بدهم که از خادم بهتر است؟! هنگامی که می‏خواهید بخوابید، 34 بار «الله اکبر»، 33 بار «الحمدللّه» و 33 بار «سبحان الله» بگوئید. فاطمه گفت: از خدا و پیامبر خدا راضی شدم.[1]

در ادامه مناسب است به چند روایت در مورد فضیلت تسبیحات حضرت زهرا(س) اشاره كنم:

تسبیحات حضرت زهرا(س) كه عبارت از 34 مرتبه الله اكبر و 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان الله است، مصداق "ذكر كثیر" است كه در قرآن به مؤمنان دستور داده شده كه فراوان خدا را یاد كنید: "یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكراً كثیراً؛ ای كسانی كه ایمان آورده اید! یاد كنید خدا را، یاد فراوان".[2]

زراره می گوید: امام صادق(ع) فرمود: "تسبیحات فاطمة زهرا(س) مصداق ذكر كثیر است كه در قرآن آمده: "اذكروا الله ذكراً كثیراً".[3]

امام باقر (ع) فرمود: "اگر چیزی بهتر از تسبیحات حضرت زهرا بود، پیامبر آن را به فاطمه می آموخت".[4]
امام صادق (ع) فرمود: "تسبیح زهرا (س) در هر روز بعد از هر نماز محبوب تر است نزد من از خواندن هزار ركعت نماز مستحبی ".[5]

امام صادق (ع) فرمود : "هر كس هنگام خواب تسبیحات فاطمة زهرا (س) را بگوید، از جملة ذاكران خواهد بود.[6]


[1]. من لا یحضره الفقیه، ج1، ص 211، ح 32، چهار مجلّدی. این حدیث به صورت تقطیع شده در وسائل، ج 4، ص 1026، ح 2، باب 11، ازابواب تعقیب آمده است. بحارالانوار، ج 82، ص 329 عین این حدیث را از علل الشرایع آورده است.
[2]. احزاب (33) ایة 41.
[3]. وسائل الشیعه، ج4، باب 18 از ابواب تعقیب، ص 1022.
[4]. همان، ص 1024.
[5]. همان.
[6]. همان، ص 1026.
نوشته : محمدامین قنواتی    نظرات :

چرا به حضرت فاطمه (س) ام ابیها میگویند؟

در كتاب مقاتل الطالبین و كشف الغمه آمده است كه ام‏ابیها از كنیه‏های حضرت فاطمه زهرا(س) است كه پیامبر اكرم(ص) به آن حضرت می‏فرمود ام‏ابیها؛ یعنی، مادر پدرش (مادر من).

می توان در این رابطه احتمالاتی را  بیان كرد:

1- عرب ها در نامگذاری سه چیز دارند: اسم، لقب و كنیه. اسم مانند فاطمه، لقب مثل زهرا، كنیه مانند " ام ابیها" حضرت فاطمه (س) افزون بر نام، از چندین لقب و كنیه بهره مند است. انتخاب كنیه ها ممكن است به جهت خاصی باشد.

رمز این نام گذاری ممكن است جهت اظهار محبت باشد، همان گونه كه متداول است پدر در اظهار محبت نسبت به دخترش می گوید: مادرم ، و نسبت به پسرش می گوید: بابایم، یعنی پیامبر جهت اظهار محبت به دخترش فرمود: تو مادر بابات هستی .

2 - شاید بدین جهت باشد كه در دوره غربت اسلام، حضرت با پدرش رفتاری داشت همانند رفتار مادر به فرزند[1] و پیامبر (ص) نیز بسیار به دخترش علاقه مند بود، همانند رفتار فرزند نسبت به مادر. پیامبر (ص) دست فاطمه (س) را می بوسید. هر گاه به سفر می رفت آخرین كسی كه با او خدا حافظی می كرد ، حضرت فاطمه (س) بود و در بازگشت از سفر نخست از او دیدار می كرد. حضرت زهرا (س) مانند مادری دلسوز رسول خدا (ص) را در آغوش می گرفت، از او نگهداری می كرد، زخم هایش را مرهم می گذاشت رنج ها و دردهایش را كاهش می داد. این گونه ابراز عواطف دو سویه همانند ابراز عواطف مادر و فرزند است.

3 - مادر هر چیزی اصل و اساس او است. ممكن است مقصود آن باشد كه حضرت فاطمه اصل و اساس درخت رسالت است، چنان كه در روایت آمده است: "شجره طیبه پیامبر اسلام (ص) ساقه اش علی و ریشه اش فاطمه، میوه اش فرزندان او و شاخ و برگش شیعیان حضرت می باشند". اگر ریشه درخت نباشد، درخت خشك می گردد و طراوت خود را از دست می دهد. حضرت زهرا (س) اگر نبود، درخت اسلام سرسبزی و نشاط خود را از دست می داد.

4 - ممكن است بدان جهت باشد كه چون خداوند زنان پیامبر (ص) را به كنیة "ام المؤمنین" گرامی داشت، به ذهن خطور كند كه آنان مهم ترین زنان روی زمین هستند، حتی از حضرت فاطمه (س) بالاترند، از این جهت حضرت رسول او را به "ام ابیها" خطاب كرد تا از این وسوسه ها و خطورات ذهنی جلوگیری كند؛ یعنی ای زنان پیامبر (ص) اگر شما به منزلة مادران مؤمنان هستید، حضرت فاطمه به منزلة مادر پیامبر است.[2]


[1]. سید جعفر شهیدی، زندگانی حضرت فاطمه(س) ص 40.
[2]. احمد رحمانی همدانی، فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر (ص) ص 267 -
نوشته : محمدامین قنواتی    نظرات :

اگر فدک حق حضرت زهرا (س) بود، چرا بعد خلافت حضرت علی(ع) آن را پس نگرفتند؟

در مالکیت حضرت زهرا (س) نسبت به فدک، جای شک و تردیدی وجود ندارد. و در این مساله باید توجه کرد که فدک از طریق ارث به حضرت زهرا (س) نرسیده، بلکه سالها قبل از رحلت پیامبر (ص) به دستور خدای متعال، فدک به حضرت زهرا (س) واگذار شده است:
«وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذیراً[اسراء/26] و حقّ نزدیكان را بپرداز، و (همچنین حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذیر مكن.»

« در روایات متعددى كه از طرق شیعه و اهل تسنن نقل شده مى‏خوانیم كه به هنگام نزول آیه فوق، پیامبر ص فاطمه ع را خواند و سرزمین" فدك" را به او بخشید در حدیثى كه از منابع اهل تسنن از ابو سعید خدرى صحابه معروف پیامبر ص نقل شده مى‏خوانیم: لما نزل قوله تعالى وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ أعطى رسول اللَّه (ص) فاطمه فدكا: " هنگامى كه آیه وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ نازل شد پیامبر ص سرزمین فدك را به فاطمه ع داد" (این حدیث را" بزار" و" ابو یعلى" و" ابن ابى حاتم" و" ابن مردویه" از" ابو سعید" نقل كرده‏اند (به كتاب میزان الاعتدال جلد 2 صفحه 288 و كنز العمال جلد 2 صفحه 158 مراجعه شود)- طبرسى در مجمع البیان و همچنین در المنثور در ذیل آیه مورد بحث این حدیث را از طرق شیعه و اهل تسنن آورده ‏اند.)»[1]

همچنین حضرت علی (ع) در نامه ای خطاب به عثمان بن حنیف به مالكیت فدك تصریح می‏كند: «بلی كانت فی ایدینا فدك من كل ما اظلته السماء، فشحّت علیها نفوس قوم و سخت عنها نفوس قوم آخرین و نعم الحكم اللَّه؛ آری از آن چه آسمان بر آن سایه افكنده تنها فدك در دست ما بود. مردمی بر آن بخل ورزیدند و مردمی سخاوتمندانه از آن دیده پوشیدن».[2]

ابن ابی الحدید (دانشمند سنی معتزلی) در شرح این نامه می‌نویسد: «علی و خاندانش فدك را رها نكردند مگر به اجبار و از روی غصب؛ لذا حضرت بعد از جملات اولیه می‌گوید : “بهترین داور و حَكَم خداست”، و این ، سخنِ كسی است كه شكایت دارد و تظلم می‌كند».[3]

اما اینکه چرا حضرت علی (ع) بعد از خلافت در این باره اقدامی نمی کنند، باید در شرایط آن روزگار و سیره آنان تامل شود:

ابراهیم كرخی از امام صادق (ع) پرسید : چرا امیر مؤمنان هنگامی كه به خلافت رسید فدك را رها كرد؟ امام (ع) پاسخ داد: « او به پیامبر اقتدا كرد. عقیل ، پس از هجرت پیامبر به مدینه، خانه آن حضرت را بدون رضایتش فروخت . هنگامی كه پیامبر (ص) مكه را فتح كرد از ایشان پرسیدند: “یا رسول الله آیا به خانه خود باز نمی‌گردید؟” حضرت فرمود: “مگر عقیل برای ما خانه‌ای گذاشته است؟! ما خاندانی هستیم كه اگر به ظلم از ما چیزی را بگیرند آنرا باز پس نخواهیم گرفت.” از اینرو، امیر مؤمنان پس از تصدی خلافت، فدك را پس نگرفت».[4]

همچنین شرایط جامعه بدعت زده و فتنه آلود، اصلا برای چنین اقدامی مناسب نبود. و حضرت (ع) در جهت مقابله با بدعت ها، متحمل سه جنگ بزرگ شدند و حتی در برابر بدعت های آشکاری چون نماز تراویح نیز، مردم مطیع حضرت علی (ع) نبودند. و بازگشتن به اصول را نپذیرفتند. این مساله نیز در روایت مفصلی از حضرت علی (ع) بیان شده است:

 خلفای قبل از من کارهایی انجام دادند که در آن با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مخالفت کردند و در آن بنای مخالفت با رسول خدا را از روی عمد داشتند . پیمان او را شکسته و سنت او را تغییر دادند ؛ و اگر مردم را بر ترک آنها وادار نمایم و آنها را به جایگاه خود بازگردانم و به آنچه در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بود لشکر من از گرد من پراکنده شده و تنها باقی می مانم و یا با عده کمی از شیعه ام که برتری من و وجوب امامت من از کتاب خدا و سنت رسول خدا - صلی الله علیه وآله وسلم – را می دانند .  به من خبر دهید اگر دستور می دادم که مقام ابراهیم ( علیه السلام ) را به همان مکانی که رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) قرار داده بود ، بازگردد . و فدک را به ورثه فاطمه باز می گرداندم و... .[5]

[1]. تفسیر نمونه، ج‏12، ص: 95.
[2]. نهج البلاغه، نامه 45.
[3]. شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 208.
[4]. علل الشرایع ـ ج1 ـ ص 154.
[5]. کافی، ج 8، ص 58.

نوشته : محمدامین قنواتی    نظرات :
دربارة تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) روایات مختلفی وجود دارد است. و از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر(ص) بیان شده است. اما میان علمای شیعه، دو احتمال معتبر است: هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر(ص) یا  نود و پنج روز بعد از رحلت ایشان.

بنابراین با توجه به رحلت پیامبر اسلام(ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخه سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می‌ خوانند.

اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می‌ خوانند.

بنابراین؛ ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی. فاطمیه اول از 13 تا 15 جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد.

و شاید علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان روز شهادت آن حضرت(س) معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماههای قمری از رحلت پیامبر(ص) تا شهادت حضرت زهرا(س)، 29 روز بوده باشند، حال آنکه د رصورت کامل بودن ماههای قبل، روز شهادت 13جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود. چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر 4 ماه قمری 30 روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند.

اما در عرف، به دهه دوم جمادی الاول، از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75 روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از اول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95 روز، شهادت حضرت زهرا(س) در آن واقع شده است، دهه فاطمیه دوم گفته می شود.
نوشته : محمدامین قنواتی    نظرات :
در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم  . . .

(یا صاحب الزمان عج )

حضرت امام خمینی(ره) درباره آئین باستانی عید نوروز شعری سروده است.

باد نوروز وزیدست به کوه و صحرا / جامه عید بپوشید چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نَبُود راه به دوست / نازم آن مطربِ مجلس که بُوَد قبله نما

صوفی و عارف از این بادیه دور افتادند / جام می گیر ز مطرب که روی سوی صفا

همه در عید به صحرا و گلستان بروند / منِ سرمست ز میخانه کُنم رو به خدا

عید نوروز مبارک به غنی و درویش / یارِدلدار ز بتخانه دری را بگشا

گر مرا ره به در پیر خرابات دهی / به سر و جان به سویش راه نوردم، نه به پا

سالها در صف ارباب عمائیم بودم / تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا


سال پر خیر و برکتی را برای شما آرزومندم



نوشته : محمدامین قنواتی    نظرات :
زمان کودکی ما، افراد و خانواده ها با تبادل نامه و کارت های تبریک کاغذی، حلول سال نو را به یکدیگر تبریک می گفتند. حتی کارت هایی به چاپخانه ها، سفارش داده می شد با تصاویر انتخابی از گل یا طبیعت و مناظر زیبا که اسم فرستنده روی آن چاپ شده بود، و فقط نیاز به نگارش اسم و آدرس گیرنده همراه با پیام خاص کوتاهی به صورت شخصی بود که با دستخط به متن چاپی اضافه می شد. امروز همانطور که نامه های پستی کاغذی کمتر رد و بدل می شود ارسال کارت تبریک مقوایی نیز به تدریج از صحنه زندگی اجتماعی حذف می شود. امیدوارم تبریک اینترنتی من را پذیرا باشید: در سال نو سلامت، موفقیت و شادکامی برای تان آرزو دارم! سال نو -1391- و نوروز بر شما مبارک باشد!
نوشته : محمدامین قنواتی    نظرات :

در هفته منابع طبیعی و روز درختكاری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (دوشنبه) دو اصله نهال غرس كردند.
رهبر انقلاب اسلامی سپس در سخنانی، با اشاره به اهمیت و ضرورت توجه به درخت و فضای سبز در زندگی و سلامت انسان، خاطرنشان كردند: روز درخت‌كاری یكی از روزهای پربركت در جمهوری اسلامی است كه موجب شده در سال‌های اخیر مردم و مسئولین به درخت و محیط زیست توجه بیشتری نشان دهند. 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بی‌اعتنایی به منابع طبیعی در طول سال‌های متمادی گذشته را یادآور شدند و افزودند: امروز مردم موثرترین و مهمترین نقش را در احیای فضای سبز كشور بر عهده دارند و باید در عین توجه به ایجاد فضای سبز جدید، مراقب جنگل‌ها، باغات، مراتع و زمین‌های حاصل‌خیز موجود هم باشند.
در این مراسم، وزرای جهاد كشاورزی و نیرو، و همچنین رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست و شهردار تهران حضور داشتند.
نوشته : محمدامین قنواتی    نظرات :

آمار آراء اخذ شده در حوزه انتخابیه

رامهرمز و رامشیر به شرح ذیل اعلام شد :


1- دکتر شمس الله بهمئی   

رامهرمز و رامشیر33738


2-مهندس حاج اقبال محمدیان

رامهرمز و رامشیر29758


3-سید ناصر موسوی

رامهرمز و رامشیر23134


 4-حمدالله بیگدلی

رامهرمز و رامشیر5803


5-عبدالحسین عفت نژاد محبی

رامهرمز و رامشیر1230


6-مسعود عامری 

رامهرمز و رامشیر1156


7-علیرضا موسوی

رامهرمزورامشیر861


8-سیدمحسن ضیائی

رامهرمزورامشیر827


9-نورالله گرشاسبی

رامهرمز و رامشیر184

نوشته : محمدامین قنواتی    نظرات :
به روایت لینک:
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله العظمی خامنه ای : [ بازدید ]
فطرس : [ بازدید ]
ادامه لینکها ...
*توجه : درج لینک های گوناگون به منزله تایید محتوای آنها نمی باشد!
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای صاحب اثر محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.